تبليغاتX
سخن دل
سخن دل

هرچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند

مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی؟ جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی گیرم. یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید.

*****

 

مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می زد تا شاگرد ها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود. یک روز از پچ پچ های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود.

*****

 

مرد هر زمان نمی توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت ، در زمانی که آنها می خواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد و عذر می خواست. یک روز فهمید مشتریان ش بسیار کمتر شده اند.

مرد نشسته بود. دستی به موهای بلند و کم پشتش می کشید . سیگاری آتش زد و به فکر فرو رفت. باید کاری می کرد. باید خودش را اصلاح می کرد. ناگهان فکری به ذهنش رسید. او می توانست بازیگر باشد:

*

*

*

 

از فردا صبح ، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر می شد، کلاسهایش را مرتب تشکیل می داد، و همه ی سفارشات مشتریانش را قبول می کرد.

او هر روز دو ساعت سر کار چرت می زد. وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می رفت، دستهایش را به هم می مالید و با اعتماد به نفس بالا می گفت: خوب بچه ها درس جلسه ی قبل را مرور می کنیم. سفارش های مشتریانش  را قبول می کرد اما زمان تحویل بهانه های مختلفی می آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده بود و ده ها بار به خواستگاری رفته بود.

 

حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد کلاسش منظم شده  و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شده اند.

اما او دیگر  با خودش «صادق » نیست. او الان یک بازیگر است. همانند بقيه  مردم!!!

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387

لينك مطلب

پرنده بر شانه های انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده كرد و گفت : اما من درخت نیستم.  تو نمی توانی روی شانه ی من آشیانه بسازی. پرنده گفت : من فرق درخت ها و آد م ها را خوب می دانم. اما گاهی پرند ه ها و انسا نها را اشتباه می گیرم. انسان خندید و به نظرش این بزر گترین اشتباه ممكن بود. پرنده گفت: راستی، چرا پر زدن را كنار گذاشتی؟

 انسان منظور پرنده را نفهمید، اما باز هم خندید. پرنده گفت : نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است . انسان دیگر نخندید. انگار ته ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد . چیزی كه نمی دانست چیست. شاید یك آبی دور، یك اوج دوست داشتنی. پرنده گفت : غیر از تو پرنده های دیگری را هم می شناسم كه پر زدن از یادشان رفته است . درست است كه پرواز برای یك پرنده ضرورت است ، اما اگر تمرین نكند فراموشش می شود. پرنده این را گفت و پر زد .

 انسان رد پرنده را دنبال كرد تا این كه چشمش به یك آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد . آنگاه خدا بر شانه های كوچك انسان دست گذاشت و گفت : یادت می آید تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم ؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود . اما تو آسمان را ندیدی. راستی عزیزم، بال هایت را كجا گذاشتی؟ انسان دست بر شانه هایش گذا شت و جای خالی چیزی را احساس كرد آنگاه سر در آغوش خدا گذاشت و گریست!!!!

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در یکشنبه نهم تیر 1387

لينك مطلب

آنکه آفتاب را به زندگی دیگران هدیه می دهد نمی تواند خود از آفتاب بی بهره باشد.

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387

لينك مطلب

 تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ،‌ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي  . گابريل گارسيا مارکز

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387

لينك مطلب

 قدرزمان حال را بدانيد كه گذشته بر نمي گردد و آينده شايد نيايد  . گالیله
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387

لينك مطلب

هیچ چیز عوض نمی شود ! شما دیدتان را عوض کنید رمز کار این است . کالوس کاستاندا
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387

لينك مطلب

تا بدبختی را نشناسیم هیچوقت راه بدست آوردن و نگه داشتن خوشبختی را یاد نمی گیریم . داوید وایت
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387

لينك مطلب

خوشبختی مانند پروانه ای است ، اگر او را دنبال کنید از شما فرار می کند ولی اگر آرام بنشینید روی سر شما خواهد نشست  . داوید هیوم

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387

لينك مطلب

 گذشت زمان آدمي را پير نمي سازد، بلكه ترك آرمانها و كمال مطلوبهاست كه ما را فرتوت و افتاده مي كند

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387

لينك مطلب

 طول کشیدن معالجه را دو سبب خواهد بود : نادانی پزشک ، یا نافرمانی بیمار  . زکریای رازی
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387

لينك مطلب

معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند . او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید ، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند


فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند . در کیسه بعضی ها 2 بعضی ها 3 ، و بعضی ها 5 سیب زمینی بود


معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند . روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده . به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند . پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند


معلم از بچه ها پرسید : از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید ؟

بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند

 

آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی ، این چنین توضیح داد

 

این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید . بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را به همه جا همراه خود حمل می کنید . حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید

پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید ؟

 

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387

لينك مطلب

سعادت را باید در بین راه پیدا کرد نه انتهای جاده ، چون در آنجا سفر به پایان رسیده و دیگر دیر شده است . وقت برای سعادتمند بودن امروز است نه فردا .   (جیمز بادید)
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387

لينك مطلب

هرگز هنگام گام برداشتن به سوی آرمان بزرگ ، نگاهت به آنانی که دستمزد خویش را پیشاپیش می خواهند نباشد ! تنها به توانایی های خود اندیشه کن .   (اُرد بزرگ)
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387

لينك مطلب

راز قدرت واقعی در این است : با تمرین کردن مداوم یاد بگیرید که چطور توانایی های خود را هدر ندهید و در هر لحظه آنها را بر یک نقطه متمرکز کنید.   (جیمز آلن)
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387

لينك مطلب

آنكه می ‌خواهد روزی پريدن آموزد، اول مي بايد: ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالارفتن آموزد, پرواز را با پرواز آغاز نمی ‌كنند.  (نيچه)
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387

لينك مطلب

مرد بزرگ تنها به خود متکی است و جز از خود از هیچکس چیزی طلب نمی کند ولی مردان کوچک از دیگران توقع دارند .   (پاتریک هانری)
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387

لينك مطلب

مگر نه چیزی که امروز در تسلط توست ناچار روزی از دست تو خواهد رفت ؟ پس ، اکنون از ثروت خویش ببخش و بگذار فصل عطا یکی از فصلهای درخشان زندگی تو باشد .  (جبران خلیل جبران)
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387

لينك مطلب

مغز ما یک دینام هزار ولتی است که متاسفانه اکثرمان بیش از یک چراغ موشی از آن استفاده نمیکنیم .  (ویلیام جیمز)
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387

لينك مطلب

مردی با اسب و سگش در جاده‌ای راه می‌رفتند. هنگام عبوراز كنار درخت عظیمی، صاعقه‌ای فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهمید كه دیگر ایندنیا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. گاهی مدت‌ها طول می‌كشد تامرده‌ها به شرایط جدید خودشان پی ببرند.

پیاده ‌روی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تندی بود، عرق می‌ ریختند و به شدت تشنه بودند. در یك پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند كه به میدانی باسنگفرش طلا باز می‌شد و در وسط آن چشمه‌ای بود كه آب زلالی از آن جاری بود. رهگذررو به مرد دروازه ‌بان كرد و گفت: "روز بخیر، اینجا كجاست كه اینقدر قشنگ است؟"

دروازه‌بان: "روز به خیر، اینجا بهشت است."

- "چه خوب كه به بهشت رسیدیم، خیلی تشنه‌ایم."

دروازه ‌بان به چشمه اشاره كرد و گفت: "می‌توانید وارد شوید و هر چهقدر دلتان می‌خواهد بنوشید."

- اسب و سگم هم تشنه‌اند.

نگهبان:" واقعأ متأسفم . ورود حیوانات به بهشت ممنوع است."

مرد خیلی ناامید شد، چون خیلی تشنه بود، اما حاضر نبود تنهایی آب بنوشد. ازنگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد. پس از اینكه مدت درازی از تپه بالا رفتند،به مزرعه‌ای رسیدند. راه ورود به این مزرعه، دروازه‌ای قدیمی بود كه به یك جاده خاكی با درختانی در دو طرفش باز می‌شد. مردی در زیر سایه درخت‌ها دراز كشیده بود وصورتش را با كلاهی پوشانده بود، احتمالأ خوابیده بود.

مسافر گفت: " روز بخیر!"

مرد با سرش جواب داد.

- ما خیلی تشنه‌ایم . من، اسبم و سگم.

مرد به جایی اشاره كرد و گفت: میان آن سنگ‌ها چشمه‌ای است. هرقدر كه می‌خواهیدبنوشید.

مرد، اسب و سگ به كنار چشمه رفتند و تشنگی‌شان را فرو نشاندند.

مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتید، می‌توانیدبرگردید.

مسافر پرسید: فقط می‌خواهم بدانم نام اینجا چیست؟

- بهشت

- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمری هم گفت آنجا بهشت است!

- آنجا بهشت نیست، دوزخ است.

مسافر حیران ماند:" باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما استفادهنكنند! این اطلاعات غلط باعث سردرگمی زیادی می‌شود! "

-        كاملأ برعكس؛ در حقیقت لطف بزرگی به ما می‌كنند. چون تمام آنهایی كه حاضرندبهترین دوستانشان را ترك كنند، همانجا می‌مانند...

بخشی از كتاب "شیطان و دوشزه پریم "

پائولو كوئیلو

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387

لينك مطلب

هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقا داشته ایم و حالا داریم .پاستور

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387

لينك مطلب

موانع چیزهای وحشتناکی هستند که هرگاه شما چشم‌هایتان را از هدف دور نگاه می‌‌دارید، آن‌ها را می‌بینید.

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387

لينك مطلب

برای کشتی‌ای که عازم هیچ بندری نیست، باد موافق معنا ندارد.
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387

لينك مطلب

موفقيت توانايي رفتن از شكستي به شكست ديگر بدون از دست دادن شور و حرارت است. وينستون چرچيل

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387

لينك مطلب

اشتباه فرصتي است كه هوشمندتر باشيم.  هنري فورد

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387

لينك مطلب

خوشبختي يعني هماهنگي با حوادث روزگار .

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387

لينك مطلب

مردان شجاع فرصت مي آفرينند ترسوها و ضعفا منتظر فرصت مي نشينند . گوته

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387

لينك مطلب

مردان بزرگ همچون كوه اند كه هر چه از آن ها دورتر مي شويم عظمت آن ها بيشتر آشكار مي گردد .

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387

لينك مطلب

اگر دیگران را با زیباترین منشها و صفات بخوانیم چیزی از ارزش ما نمی کاهد بلکه او را دلگرم ساخته ایم  آنگونه باشد که ما می گویم .

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387

لينك مطلب

انسان ها به نسبت هر ظرفيتي كه براي كسب تجربه دارند عاقلند نه به نسبت تجاربي كه اندوخته اند . برنارد شاو

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387

لينك مطلب

رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران بماند.

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در شنبه هفدهم فروردین 1387

لينك مطلب

دوست خوب داشتن بهتر از تنهایی و تنهایی بهتر از با هر کسی بودن است.

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در شنبه هفدهم فروردین 1387

لينك مطلب

امروز همان فردایی است که دیروز منتظرش بودی!!!
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در شنبه هفدهم فروردین 1387

لينك مطلب

فرق بين يک درخت ويک تفنگ درسرعت آنهاست.درخت در هربهار شليک مي کند! ( ازراپاوند )
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387

لينك مطلب

مردن برروي پا، بهتراز زندگي برروي زانوست. ( دولورس ايباراري )
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387

لينك مطلب

بعضي از آدم ها با گوش هايشان مي شنوند ، بعضي با معده هايشان، عده اي هم با جيب هايشان وعده اي نيز اصلاً نمي شنوند. ( جبران خليل جبران )
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387

لينك مطلب

مرگ هرگز دشوارتر از تولّد نيست. ( آناتول فرانس )
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387

لينك مطلب

آنچه اين دنيا را همواره به صورت جهنّم درآورده است، اين است که انسان هميشه سعي کرده است آن رابراي خودش به صورت بهشت درآورد. ( هولدرنين )
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387

لينك مطلب

من وقت را تلف کرده ام واينک وقت مرا تلف مي کند. ( شکسپير )
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387

لينك مطلب

نوشته خوب آن است که مثل کوه يخ، يک هشتم آن آشکارا ومتّکي به قسمت ديگرش باشد که درزير آب پنهان است. ( ارنست همينگوي )
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387

لينك مطلب

نبوغ يعني يک درصد الهام گرفتن ونود ونه درصد عرق ريختن. (اديسون)
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387

لينك مطلب

در ميان جانداران ، هيچ حيواني که براي کبوتر شدن به دنيا آمده است،کرکس نخواهد شد. اگر انسان که کبوتر زاده مي شود و ممکن است کرکس شود . ( ويکتور هوگو )
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387

لينك مطلب

آنچه هستيد ، شما را بهتر معرفي مي کند تا آنچه مي گوييد. ( امرسون )
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387

لينك مطلب

باید عمر کنید تا چیز یاد بگیری.و وقتی که همه چیز را یاد گرفتی ، برای عمر کردن خیلی دیر شده. (کارولین ولز)

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386

لينك مطلب

گرفتاری دنیای ما این است که احمق هایش سریع العملند و دانایش مس مسکار! (برتر اندراسل)
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386

لينك مطلب

هرجا که بشر را دوست بدارند ، فرهنک را هم دوست دارند. (ناپلئون)
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386

لينك مطلب

براي افزودن به چيزي بايد از چيز ديگري بكاهي.
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386

لينك مطلب

براي رسيدن به چيزي که تا الان به ان نرسيده ايد بايد از مسيري برويد که تا الان ازان نرفته ايد
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386

لينك مطلب

زندگي کتابي است پر ماجرا هيج گاه انرا به خاطر يک ورقش دور نينداز
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386

لينك مطلب

اعتماد کردن به هر کس و اعتماد نکردن به هيچ کس هر دو اشتباهي برابر است.
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386

لينك مطلب

از چشمان تنگ فیل فهمیدم آنان که غنی ترند محتاج ترن!!

نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386

لينك مطلب