خواب ناز بودم شبی ... دیدم کسی در می زند ...
در را گشودم روی او ... دیدم غم است در می زند ...
ای دوستان بی وفا ... از غم بیاموزید وفا ...
غم با آن همه بیگانگی ... هر شب به من سر میزند ...
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نوشته شده توسط روزبه زارع زاده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386
لينك
مطلب